mah-tamam

ساچمه ای هستم از بس که تراویده در هجاوی وجود

واگویه های یک افغانی
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٦  کلمات کلیدی: افغانی ، هدفمندی

سلام.

چرا اینگونه شده است که ما را داخل آدم حساب نمی کنند. از وقتی هدفمندی کرده اند دیگر ما نمیتوانیم نان بخوریم

واقعا چرا؟ مگر ما برادر شما نیستیم؟
نیستمی؟


 
بلاگ جديد
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٥  کلمات کلیدی:

به نام خدا

 

آدرس جديد وبلاگ :‌ ماه نا تمام !

http://maah.blogfa.com/

 

يا علی


 
اسباب کشی
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٢  کلمات کلیدی:

 

 

در حال اسباب کشی

 


 
چن کلوم حرف حساب آو ناحساب
ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم

۱. مامان داری؟ فککک کن. يه مامانی مريضه داره ...  . دعا کن توروخدا

۲. تولدم مبارک. الهی عبدالله از بيست گذشت و هنوز آدم نشد

۳. زيارتم قبول. رو درش نوشتم آمديم نبودی

۴. اعيادتون کلهم مبارک. ماه رمضان در پيش است. حالی به هولی

۵. يابن الحسن روحی فداک

۶. رئيسمون رفت خونه خودش. روزی باقی بچه ها  

۷. ترم جديد شروع می شود. کمر همت ببنديم؟

۸. توی هشت بخورد توی سرم که گير ميکنم حالم هنوز گرفته است فکر نکنی خيلی حال داده حال که داده ولی اين حال کجا و اون حال کجا از حلقومش نرود پايين الهی حالمان را بد گرفت باشد قبول کردم هنوز ولی هشتش هشتم می کند توی هشت گير ميکنم بدمصب گردتر باشد می شود خود گنبد حالا بيا و درستش کن شانس که نداريم حذف است و اضافه می کنند مثل اسم ما يحتمل خودمان خطش می زنيم.

يا علی


 
الفاتحه مع الصلوات
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢۳  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا اليه راجعون

هر روز زین جهان غم آباد مي روند  .....  جمعي که هفته دگر از ياد مي روند

***

بي بيِ من نبود ولي بي بيِ خوبي بود

و منتظر ماند تا حسين اش داماد شود

مطمئن شدي بي بي ؟

خداحافظ

***

يک بي بي از کل بي بي هاي جهان کم شد. فاتحه يادتون نره. صلوات

يا علی


 
باشه قبول
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۱٢  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم

آقاسيد گفتن که حالا نريد تو وبلاگاتون ننه من غريبم بازی راه بندازين. باشه قبول. اصلا به کی مربوطه که سی و خورده ای ساله يحتمل سالی شونصد بار خود آقاسيد ميره مشهد. نه به من ربطی داره نه به شما. می خواست نگه ۰۹۱ که وبلاگمو بروز کنم. شاکی که نيستم. طلبکار هم نيستم. باشه قبول. توجيه توجيه ام. اصلا نه گله دارم نه چيزی. به هيشکی هم ربطی نداره. آقا باشه قبول . فهميدم ديگه. چرا می چزونی. چن ساله راه ميدی . باشه قبول. چيزی نيست که . باشه قبول. خريت از خودمه. آدم نشدم که . خرتر شدم. باشه قبول. ولی چرا دل می سوزونی. چته. پررو شدی. باشه قبول. پررو شدم. الکی حديث نخون تو گوشم و قبره فی قلوب من والاه. اگه دل داشتم که هيييييی. نزديک بود الان يه پشه بکشم. باشه آقا . ريزيم. له ايم. ضايع ايم. ولی قبول کن حرمت خيلی گنده اس هاااااااا. همين ديگه. حال ميگيری واسه همين ميگم . آقاسيد باز گير نديا. گله که نکردم. اصلا من کاری نکردم. گفتم باشه قبول ديگه. ولی بش بگو ندادی که ندادی ديگه چرا هل ميدی. باشه قبول خودم ميرم عقب. نههههه نامرديه. من اومدم جلو. چميدونم. بخدا گيجم. تصوير تو در قاب دلم شش ماهه است. آن گنبد تو ٬ آن حرمت شش ماهه است . امسال ولی اسم مرا ننوشتی . آقا بخدا عادت من شش ماهه است. باشه ديگه صدبار گفتم قبول. شايد خودم کردم که لعنت بر خودم باد. شايد حتما. به من چه خودت گفتی آپديت کن. چيزی ندارم که. خر شدم رفته. پای اتوبوس هم نميرسم بيام. يعنی راهم نميدی. ببببببببييييييين. زائر زوارت هم نميذاری بشم. رسمشه ؟ جديدا اينجوری شده؟ چی بگم. باشه قبول . همه رو . دارم ميترسما. می ترسمااااااااااااااا
يا علی


 
دل توی دلش نيست
ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٢٦  کلمات کلیدی:

     دل توی دلش نیست  

           از ذوق و شوق و خوش حالی اصلا توی عرش هم نمی گنجند

                                                                                           خدا رو میگم

http://www.rahpouyan.com/etekaf/default.asp


 
هويجوری توی لوح
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/۳۱  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

اين بار توی لوح دانش جو  :

e - شتر سواری دولا دولا

http://student.louh.com/General/Shotorsavari.asp

يا علی


 
دو دوتا، چهارتا
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٩  کلمات کلیدی:
بسم الله الرحمن الرحيم

سلام
يارو پوستر چسبان بود. انحصاری هم کار می کرد. پوستر همه را هم خودش می چسباند. روزهای آخر می ناليد که عده ای پوستر شهردار را خودشان چاپ می کنند و خودشان می چسبانند.
***
الغرض اولا تبريک می گوييم . تبريک گفتن دارد. ولی به قول بچه ها تازه اول راه است. يک حساب دو دو تا چهارتای ساده است .حالا که همه چيز تمام شده بگذار اين گيرها را هم بدهيم :
به قول مرحوم جمهوری دلقک ها ، مردم ما تا پای صندوق هستند. از آن به بعد را ديگر خود وکيل بايد برود و موکل کلا بيخيال می شود که او هم کاره ايست.

خودت هم به تر می دانی که احمدی نژاد يک نفر است. مثل من و تو . همه فرقش اينست که اراده کرده و گفته می شود و ما می توانيم. لابد از قديم هم شنيده ای که يک دست صدا ندارد.
يک حساب دو دوتا چهارتای ساده است.
احمدی نژاد را اگر تنها بگذاريم و برويم دنبال تنبلی و وقت تلف کردن خودمان به هيچ جا نمی رسيم.
اگر قرار باشد با همه دبدبه و کبکبه و ادعای جنبش نرم افزاری و جهاد و اکبر و اله و بله باز هم جوری بخوريم که چهارسال ديگر بگويند و تاکلون کما تاکل الانعام که ايضا همان آش می شود و همان کاسه.
خلاصه که اين يک فرصت است. مديونيم اگر استفاده نکنيم. آن دنيا يخه مان را می گيرند که چرا فلانی را تنها گذاشتی. جدی انتظار نزديکه ها . نه؟
يا علي
 
يه يا علی ع متفاوت با بقيه
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۳  کلمات کلیدی:

به نام خدا

نوبتی هم که باشد نوبت بلاگ خودمان است

اول اينکه اگر پيکان موتورش خاموش شد به جايش موتور سيستم مقالات روشن شد که انصافا بچه ها زحمت می کشند و تا می خورد مقاله می دهند به خوردش.

دوم اينکه دکتری است اهل صفا. رای بدهيد تا کامروا شويد

سوم اينکه . هااااا. اين سومی می شود اصلی .

سوم اينکه سوم خرداد است. توی اين موارد ديگر جفنگمان نمی آيد . نه فکر کنی جفنگ يادمان رفته ها. نه. اينها اصلن جفنگ بردار نيست. يعنی وقتی غلظت خلوص چيزی می رود بالا خب غلظت جفنگش هم می آيد پايين ديگر.

ممد نبودی ببينی را که می شنوی جفنگت خشک ميشود. و الا هر کی ديگر ممد بگويد توی همين سه حرف از ميم اول تا ميم دوم تا دالش را ميشود جفنگ سرايی کنی ...

اينهمه الکی عمر کرديم هنوز نفهميديم کی به کی بود. فوقش چهار تا کتاب خوانده ايم و دو تا مستند و پنج تا خاطره. نه جدی ميگم . اند اندش که باشيم جو می گيردمان بعد از خواندن فلان کتاب تا نيم ساعت اول کلاس خوب گوش ميدهيم ميدهم. بعدش ديگر يا کاغذ خط خطی ميکنم يا جوهر خودکار را تمام.

اصلا به من چه. اين ها را برا چی گفتم. ها. می خواستم بگويم که عملياتی بوده اين بيت المقدس ها.

ها تر. ميخواستم بگويم که اگر رمز عمليات را نمی گفتند عمرا خرمشهر آزاد می شد؟

خب ما هم رمز می گوييم ديگر. انشالله که بشود. ها؟ پس

يا علی بن ابيطالب (ع)


 
اينارو من نوشتم ؟
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٩  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

- سلااااااام. چه عجب از این طرفا.
نمیگی دلمون واست تنگ میشه؟ نمیگی دیوووونه تم؟
میدونی چقدر وقته منتظرتم؟ نگاهم به در خشک شد. چرا نیومدی؟
داشتم دیگه دلواپست می شدم. خیلی وقت بود سر نزده بودی. کولی برات گریه کردم

آخه چرا نیومدی
نمیگی ما هم هستیم؟ دل داریم. بخدا دوستتت داریم. چرا نمیایی آخه
قطر عدس چقدره؟
باور کن دلم از اون هم تنگ تر و کوچیک تر شده بود برات
هی به اینا میگفتم میاد. فدات شم
غریب گیر آوردن. دلمو میشکنن. تو دیگه نشکن
سرت رو بگیر بالا. قربون اشکات برم. گریه نکن.
آخ
دیگه صدات داشت یادم می رفت
مگه من چیکارت داشتم
چرا باور نمیکنی دوستت دارم. خیلی خیلی خیلی. نه. فشار نیار. نمی تونی بفمی
میدونم دوستم داری.
پس چرا این جوری؟

وقت ملاقات تمام است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تف تو گور دنیا
-------------------------------------------

اوه. اینا رو من نبشتم؟  شديدا تکذيب ميشود

 يا علی


 
هويجوری ۱۱
ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٤  کلمات کلیدی:

به نام خدا

 پس از n و چندی سال دوباره مثلا داريم به روز می کنيم. به روز که نه. يه چيز تو مايه های خط خطی کردن.

 نشت نشا. خواندمش. بسيار جذاب و جالب بود . حتما بخونيد. ميخواستم يه متن کولی راجعش بنويسم که خب بيخ شدم.

کاش يه کم بيش تر به مخم فشار می آوردم. نمی دونم

ها؟

آها

يا علی


 
کی يادشه اولين گريه اش رو ؟
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢۱  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام.

کی يادشه اولين باری که گريه کرد رو؟ خب اولين باری که گريه کرديم که قطعا پس از تولد بوده. يحتمل اين هم خودش حکمتی داره که آدم تا به دنيا مياد گريه ميکنه.

ولی منظور من اينه که اولين باری که اشک رو حس کرديد آيا کسی يادشه يا نه؟

ينی مثلا با تعجب حس کنی يه چيز عجيب داره رو گونه هات راه ميره؟ بعد ببينی يه قطره آبه. با احتياط بچشي. ببينی شوره. بعد بفهمی که به اين ميگن گريه؟

به نظرتون اينجوری بوده ما يادمون نيست ؟

يا اينکه اصلا قبل از اينکه بياييم گريه رو به ما ياد دادن؟
نظر من که اينه. ما قبلش يحتمل تو عالم ذر سينه زنی مشتی داشتيم . حکما هر روز مجلس بوده ديگه

يا علی


 
هويجوری قموی
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱٤  کلمات کلیدی:

به نام خدا

سلام

۱. دستشو برد قنوت. يحتمل بسی دستاش سنگينی ميکرد که همينجوری خم شد تا رکوع. ولی خداييش پيرمرد باحالی بود.

۲. چيه؟ سفر که اشکال نداره؟‌ پوکيدم خب. نائب الزياره هستيم. لا گير لفطا. خودم برا همه دعا ميکنم. خيلی پرروام نه؟ يکی نيس بگه حالا دعا نکن. مگه چی ميشه. نميدونم.

۳. شهيد رجايی :‌ يکی چيزی که من هميشه در زندان انفرادی با خودم ميگفتم ، اين بود که فلانی ! همه اش که نبايد ديگران سرنوشت باشند و تو سرنوشت آنها را بخوانی ، حالا يک بار هم تو سرنوشت درست کن و بگذار ديگران بخوانند.

۴. تعطيلات تموم شد؟ عيد خوش گذشت؟ آخی . بميرم. ما که کل سال مخمون تعطيله. بيتر.

۵. هويجوری ۵ تا به نيت چهارده معصوم ع . دوبله دعا ميکنم واسه اونکه بم گفت هر چی ميخواستن به حضرت زهرا س بدن رو ...... خودش ميدونه.

چاکريم و يا علی


 
مشهد امام رضا ع
ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢٦  کلمات کلیدی:

بعد از مشهد

۱. خب خب خب. پولا سر دست. فاکتوراتون آماده اس.  عرضم به حضورتون که به من چه ديگه. من دعا کردم براتون. حالا اينکه بالا رفته يا نه به من هيشششششش ربطی نداره.

۲. جواز گرفتی يا نه؟ شب آخر دم در حرم.
ميگفت آقا وايساده بوده دم در جواز کربلا امضا ميکرده.
ميگفت آقا گفته برا همه نوشتم. خودشون بايد بيان بگيرن.
ميگفت آقا گفته که خيلی ها رو می نويسم خودشون ميان پاک ميکنن.
ميگفت آقا گفته هر وقت بياييد هستم. بياييد خودم امضا ميکنم.
خب. حالا
جواز گرفتی يا نه؟

۳. جدی دست آقاسيد و باقی بچه ها درد نکنه. خسته نباشن و خداقوت.

۴. اونجا هم نوشتم. اين شعره خيلی حال ميده . دلم نيمد اينجا هم نگم.
هر چی ناز کنی آقا بهت مياد اينم بمونه .....

۵. ابازم اينيکی را هويجوری مينويسم که جونم در بره کسی هم نفهميد نفهمه مهم اينه که ميدونی اصلا چيه چرا ايندفه آرومتر بود نميدونم خودم ها اصلا خيلی کم تر هم رفتم ولی مطمئن ترم چرا رو جدی نمی دونم شايدم ميدونم به هر حال بازم حرمتو عشقه آقا . ايندفه هتل اون طرف خيابون بود خيلی از روبرو گنبدت رد شدم. حال ميکردی بهت سلام ميکردما ؟ نه. معلومه که حال ميکردی. منم حال ميکردم. بازم گنبدتو عشق است. بخوام تا صب علی الطلوع واست مينفيسم ولی فايده نداره. نوشتنی نيس اينا. نه آقا؟

***************

در مشهد

۱. سلام. وای چقدر تو راه اله بود و بله بود. چقد سخـــــتـــــ.......
هيس. جدی هيس. ميخواستم از دهن سرويسی های اينجا بنويسم ولی ديشب تو حرم فهميدم که اصلن اينجا همش حال و هوله. اگه خسته ای يه نيگا به گنبد بنداز. حله؟. حله

۲. خب اين ميشه آخرين مطلب سال ۸۳.  يک سال و خورده ای الکی مطلب چاپونديم اينجا. ولی اينيکی فرق ميکنه. چميدونم. چيزی که خب به ذهنم نمياد. فقط . فقط. فقط حرم خيلی خوشگله

۳. هويجوری ديگه اينم مينويسم. ايشالله واسه همه می دعاييم. بسی قطعا و مسلما و تحقيقا و حکما جای اوناييی که نيستن سبز و ايضا خاليه. ميگن از راه دور هم ميشه زائر بود و اينا. نميدونم. ولی اينجا خيلی حال ميده. تازه من بخبخت بيچاره که چيزی نمفمم. بچه هاااا. اوف. بسی خوششششش به حالشون. چی دارم ميگم. چميدونم. خوش بگذره. سال نوتون مبارک. چاکريم. فعلا يا علی

http://www.rahpouyan.com/monasebat/84/mashhad

***************

قبل از مشهد

۱. چارشمبه سوری ! . اومدم تو کوچه اومدم بيرون. بوی باروت و صدای تق و توق همه جا پيچيده. اوف ...
نمی دونم اينجوری گفتن درسته يا نه. ولی اصلا هيچ احساس خاصی نسبت به اين کارا ندارم. امروز يخده احساس غرور کردم که ملت داشتن بال در مياوردن که انواع ترقه ها رو ميزنن و من هويجوری قند تو دلم آااااااااب ميييييييشه که انشاءالله دو روز ديگه تو حرم آقااااااااااا علی بن موسی الرضا ع  هستم.

۲. به جان اجداد گراميتون نگيد واسه ما هم دعا کن. اصولا قبلن هم گفتم من دوس دارم فقط واسه شماها دعا کنم. ( کلک مرغابی ) .
واسه همين نرخ دعاها بدين شرح اعلام ميگردد :

دعای کلی و به ياد بودن : ۲۰۰ تومن روزی / دعا تو حرم : ۳۰۰ / دعا بعد از نمازهای يوميه : ۴۰۰ / دعا بعد از نمازشب :‌۵۰۰ / قنوت نماز شب : ۶۰۰ / دعا بغل ضريح : ۷۰۰ / دعا تو مجلس : ۵۰۰ و .....

دعا موقع دلشکستگی : ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومن

اطلاعيه از سوی خدا : جناب چلوسه خنگ. من حساب بنده هامو ميپردازم. شما دعا کن. اگه رسيد بالا خودم پولشو ميدم.

فعلا چاکريم و يا علی


 
فانفجرت الضفدعة ...
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٩  کلمات کلیدی:

بسمه

فی یوم من الایام شاهدت ضفدعة بقرة فی المزرعة، فتعجبت من عظمتها.
فقالت : ايتهاالبقرة! کيف اصبحت هکذا؟ انا صغيرة و انت کبيرة !

قالت البقرة : ان الله خلقنا هکذا.
و خلق کل موجود علي شکل !

قالت الضفدعة : ساصبح مثلک. فنفخت فی نفسها ...
قالت البقرة : لا تنفخی ! سوف تنفجرين.
خالفت الضفدعة واستمرت ...

و بعد دقائق ...
فانفجرت الضفدعة و ماتت !

يا علی


 
کرامت سرخ
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی:

بسم الله

آن‌روز بار ديگر
در گير و دار حادثه‌اي مغموم
پيشاني بلند زمزمه‌اي ناب
در رکعت گلوي تو ضربت خورد

و آفتاب نارس يک مفهوم
در خانقاه خون تو
کامل شد...
باغ کرامت است
گلوي تو

مرحوم سيدحسن حسينی
LOUH

یا حسين!


 
شمر بی جمبه !!!
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٤  کلمات کلیدی:

بسم رب الحسين ع

سلام

يادم مياد قديم تر ها که بودیم زياد تعذيه ميرفتم. يعني قبل از اينکه تاسوعا و عاشورام به صداي آقاسيد گره بخورهد  همه عشقم اينم بود که برم و تعذيه ببينم. البت حالا هم اگر وقتش باشد ميروم که خب نيست.
الغرض چند سال پيش تعذيه بود و روز عاشورا ...
دو سه ساعت گذشته بود و همه رو کشته بودند. تموم تموم. ديگه هيچکسي نمونده بود. امام تنهاي تنها بود.
آخي. افتاده بود رو زمين
خوني شده بود
خاکي شده بود
...
شمر اومد. مي دويد. زينب هم ميدويد
شمر نشست و کشيد
زينب هم

.........
تعذيه بود ديگه. يارو که نقش شمر رو بازي ميکرد نشست کنار
خاک ميريخت رو سر خودش
کلاه خودش رو در آورد. هي ميزد تو سر خودش
هي گريه ميکرد. ضجه ميزد. ملت همه گريه ميکردن ...
--------------
يکي نبود بگه آخه تو که جمبه شمر شدن نداري چرا ميري بالاي سر امام ...
----------------------
ها؟ برجکت گرفت؟ فهميدي؟


بابا اينا ديگه کی بودن ؟؟؟؟؟؟

يا علی


 
هويجوری ۱۰ >>> الحمدلله
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٢٢  کلمات کلیدی:

به نام خدا

جانمان در برود الهی به طرز خفنی برويم زير تريلی جگرمان تکه شود حالمان گرفته شود دماغمان له بشود انشاءالله ديگر روی ماهش را نبينيم که چنين است و چنان است آخر اينجا هم دلخوشکردن دارد ببين ديگر شب هفتم است فجيعانه داد ميزد چه اش به تو ميرسد يک شاهيش هم نميرسد بخدا راست ميگويی توی اين دنيا اسب هم دنبال قاطر راه ميافتد يادش رفته يحتمل که اسب است يک روزی تير ميخورده هيچ نميگفته البت بچه ميديده بهانه ميگيرد دلش ميگرفته خب اسب باشد دل که دارد از آنها بهتر است که دل نداشتند و شرف ايضا و حالا هم هستند ها شايد با من شايد من خداکريم است بسی کريم امشب خوب خودت را نشان دادی اوس کريم بسی خفنی بخدا چرا تمام نميشد راستی اينهمه از را از کجا می آوريم مگر اين دل چقدر است حکما بسی بزرگ است ولی من ديده ام دل يکی را کوچک بود هان مرغ بود آنيکی البت تناسب ببندی مال ما هم خيلی بزرگ نميشود خب اونی که ساخته دل را خودش هم ميداند ..................

-----------------------------

سلام

بسی الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله.

الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله  الحمدلله الحمدلله.

الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله .

الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله.

الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله.

رژه عقش. ضرب عقش. طواف عقش. دريای عقش !!!

آخی اگه حسين ع رو نداشتيم چه خاکی تو سرمون ميکرديم؟

يا علی


 
تصور کنيد
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:

به نام خدا

تصور کنيد :

سوسک حيوان نجيبي باشد.

کردگدن خیار بخورد بدون هسته.

پشه انگليسي صحبت کند.

گرگ گفتگوي تمدنها بلد باشد.

گنجشک عر عر کند.

خر عاشق بشود.

قورباغه سلطان جنگل باشد.

شير غاز بچراند.

غاز به جوجه اش شير بدهد.

گربه خودکشي کند.

مورچه صداي گاو بدهد.

مرغ پرواز کند.

شتر دوجداره باشد.

گوسفند کچل باشد.

طاووس دُم قرض بدهد.

ماهي غرق بشود.

خرگوش عينک بزند.

گاو ناراحت بشود.
...

و از اين قبيل که زياد است و مجال نيست. خب تصور کرديد؟

آفرین. اگه تا حالا چیز دیگه ای فکر میکردید اشتباه بوده. درست همینه که نوشتم.
ببشخيد پس کی او خواهد آمد؟
بسی چاکریم و یا علی


 
← صفحه بعد